الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

275

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )

ناچيز داشت ، و غالبا با او به صورت يك كالا و نه يك انسان رفتار مىشد ، ولى مسلما عرب جاهلى اين تحقير را در اشكال زننده تر و وحشتناكترى انجام مىداد . تا آنجا كه اصلا نسب را به مرد مربوط مىدانست و مادر را تنها ظرفى براى نگاهدارى و پرورش جنين ، محسوب مىكرد ! چنان كه در شعر معروف جاهلى منعكس است . بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الأباعد « فرزندان ما فرزندان پسران ما هستند و اما فرزندان دختران ما پسران مردان بيگانه‌اند » . اين را نيز مىدانيم كه آنها براى زن حقى در ارث قائل نبودند و براى تعدد زوجات حد و مرزى قائل نمىشدند ، به سادگى خوردن آب ، ازدواج مىكردند و به آسانى آنها را طلاق مىدادند . ولى اسلام ظهور كرد و با اين خرافه در ابعاد مختلفش سرسختانه جنگيد ، مخصوصا تولد دختر را كه ننگ مىدانستند در احاديث اسلامى به عنوان گشوده شدن ناودانى از رحمت خدا به خانواده معرفى كرد . و خود پيامبر ص آن قدر به دخترش بانوى اسلام فاطمه زهرا ع احترام مىگذاشت كه مردم تعجب مىكردند ، با تمام مقامى كه داشت ، دست دخترش را مىبوسيد ، و به هنگام مراجعت از سفر نخستين كسى را كه ديدار مىكرد ، دخترش فاطمه بود ، و به عكس هنگامى كه مىخواست به سفر برود آخرين خانه اى را كه خدا حافظى مىكرد ، باز خانه فاطمه ع بود . در حديثى مىخوانيم كه به پيامبر ص خبر دادند خدا به او دخترى داده است ، ناگهان نگاه به صورت يارانش كرد ديد آثار ناخشنودى در آنها نمايان گشت ! ( گويى هنوز رسوبات افكار جاهلى از مغز آنها بر چيده نشده ) پيامبر ص فورا فرمود : ما لكم ؟ ريحانة اشمها ، و رزقها على اللَّه عز و جل ! :